رُوِىَ أَنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِىٍّ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ جَآءَهُ رَجُلٌ وَ قَالَ: أَنَا رَجُلٌ عَاصٍ وَ لَا أَصْبِرُ عَنِ الْمَعْصِيَة؛ فَعِظْنِى بِمَوْعِظَة
فَقَالَ عليه السلام: افْعَلْ خَمْسَه أَشْيَآءَ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ
فَأَوَّلُ ذَلِكَ : لَا تَأْكُلْ من رِزْقِ اللَهِ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ
وَ الثَّانِى : اُخْرُجْ مِنْ وِلَايَة اللهِ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ
وَ الثَّالِثُ : اُطْلُبْ مَوْضِعًا لَا يَرَاكَ اللَهُ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ
وَ الرَّابِعُ : إذَا جاءَ مَلَكُ الْمَوْتِ لِيَقْبِضَ رُوحَكَ فَادْفَعْهُ عَنْ نَفْسِكَ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ
وَ الْخَامِسُ : إذَا أَدْخَلَكَ مَالِكٌ فِى النَّارِ فَلا تَدْخُلْ فِى النَّارِ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ
روایت شده که مردی خدمت حضرت امام حسین ( علیه السلام ) رسید و عرض کرد: من مردی گنهکارم و در مقابل معصیت صبر ندارم. پس مرا موعظه ای فرما
حضرت به او فرمودند: پنج کار را انجام بده و هر گناهی می خواهی بکن!
اول اینکه: از روزیِ خدا نخور و هر چه می خواهی گناه کن
دوم: از حکومت و مملکت خدا خارج شو و هر چه می خواهی گناه کن
سوم: جایی را پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه می خواهی گناه کن
چهارم: هنگامی که فرشته ی مرگ آمد تا جانت را بگیرد، او را از خود دور کن و هر چه می خواهی گناه کن
و پنجم اینکه: وقتی مأمور دوزخ خواست تو را در آتش بیفکند، در آتش نرو و هر چه می خواهی گناه کن
چند حديث درباره کريمه اهل بيت(س)
امام صادق عليه السلام : إنَّ لَنا حَرَماً و هُوَ بَلَدَةُ قُمَّ و سَتُدفَنُ فيهَا امْرَأةٌ مِن أولادِي تُسَمّي فاطِمَةَ ، فَمَن زارَها وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ ما را حرمي است و آن "قم" است ، و به زودي بانويي از فرزندان من به نام فاطمه در آن دفن خواهد شد . هر كس او را زيارت كند ، بهشت بر او واجب شود بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۲۱۶ .
امام صادق عليه السلام : و تَدخُلُ بِشَفاعَتِها شِيعَتي الجَنَّةَ بِأجمَعِهِم همه شيعيان من با شفاعت او (فاطمه معصومه عليها السلام) وارد بهشت خواهند شد بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۲۲۸ .
امام رضاعليه السلام : مَن زارَها بِقُمَّ كَمَن زارَني هر كس (حضرت معصومه عليها السلام) را در قم زيارت كند ، چنان است كه مرا زيارت كرده است كامل ايارات ، ص ۵۳۶ .
امام رضاعليه السلام : مَن زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الجَنَّةُ هر كس او را با شناخت زيارت كند ، بهشت پاداش او خواهد بود بحار الأنوار ، ج ۱۰۲ ، ص ۲۶۶ .
امام جوادعليه السلام : مَن زارَ قَبرَ عَمَّتي بِقُمَّ ، فَلَهُ الجَنَّةُ هر كس قبر عمّه ام (حضرت معصومه عليها السلام) را در قم زيارت كند ، بهشت پاداش او است كامل ايارات ، ص ۵۳۶ .
در مورد زندگانی حضرت علی اکبر(علیه السلام) نیزاختلاف است مثلا سن ایشان را برخی زیر20سال وبرخی 25 یا 27 یا 29 سال نوشته اند و برخی گفته اند نام مادر ایشان آمنه است و برخی گفته اند شهربانو و برخی گفته اند لیلا است. اما مهم فضایل اخلاقی و روحی ایشان است.
شمایل حضرت علی اکبر:
ایشان چهره ای نورانی و پیشانی پهن داشتند که موهای ایشان ازروی نرمه ای گوش بیشتر نبوده این خصوصیات ظاهری ایشان است که خصوصیات ظاهری برای ما نسبت به خصوصیات اخلاقی ازدرجه اهمیت کمتری برخورداراست.
فضایل حضرت علی اکبر(علیه السلام):
نمود حضرت علی اکبر(علیه السلام) و حضرت اباالفضل(علیه السلام) درصحنه ی کربلاست ، مورخین نقل کرده اند زمانی که لشکرعمر سعد چهره ی با برکت حضرت را دیدند گفتند(فتبارک الله احسن الخالقین) این قدر حضرت علی اکبر شبیه پیامبر(ص) بودندکه لشکر عمرسعد گمان کردند پیامبر (ص) است که حضرت علی اکبر(علیه السلام) فرمود : اناعلی بن الحسین بن علی(علیهم السلام) و بعد بحث ولایت و توحید را عنوان کرد و فضایل امام حسین(علیه السلام) را توصیف فرمود .
فضایل حضرت علی اکبر(علیه السلام) به قدری است که در زیارت عاشورا به ایشان سلام داده شده السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین لفظ علی بن الحسین اشاره به وجود بابرکت حضرت علی اکبر (علیه السلام) دارد و قبرحضرت نیز پایین قبر امام حسین(علیه السلام) است . برای روشن فضایل حضرت به معرفی جعفرکذاب می پردازیم جعفر کذاب فرزند امام هادی(علیه السلام) بود که به دروغ ادعای امامت کرد و خود را به جای امام زمان(عج) معرفی کرد پس درست است که پدر جعفر معصوم بوداما جعفر کذاب شد و ادعای امامت کرد پس اگر بگوییم فضایل حضرت علی اکبر(علیه السلام) فقط به خاطراین بوده که فرزند امام حسین(علیه السلام) بوده درست نیست لذا حضرت علی اکبر(علیه السلام) خودشان خودسازی داشته اند و شرایط مساعد بوده و لقمه حلال خورده اند ولی مهم اختیار انسان است حضرت به اختیار خود اینگونه شده بودند و به همین دلیل امام حسین در وصف ایشان فرمودند:
اللهم اشهد علی هولاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولک » خدایا شاهد باش بر این قوم به سوی آنها آشکار می شود پسری که شبیه ترین فرد از نظر ظاهر و اخلاق و گفتار به پیامبر (ص) است.
در نظر بگیریم که خلقت پیامبر هیچ نقصی نداشته و حضرت علی اکبر(علیه السلام) شبیه ترین فرد به پیامبر (ص) بوده پیغمبری که قرآن درمورد اخلاق ایشان فرموده:انک لعلی خلق عظیم
حضرت علی اکبر (علیه السلام) از نظر اخلاق هم شبیه ترین فرد به پیامبر(ص) بوده است از نظر منطق هم شبیه ترین فرد به پیامبر(ص) بوده گفتار پیامبر به فرموده ی قرآن از روی هوای نفس نبوده امام حسین در وصف علی اکبر فرمود : علی اکبر شبیه ترین فرد از نظر گفتار به پیامبر است : یعنی ماینطق علی الهوی (بدون هوای نفس) است و در ادامه فرمود: و کنا اذا اشفقنا الی بنیک نظرنا الی وجهه خدا این پسر را با این ویژگی به میدان می فرستم هرگاه دلمان برای پیامبر تنگ می شد به جمال او نگاه می کردیم.
علی رغم اینکه بر امام حسین(علیه السلام) بسیار سخت گذشت امام حتی یک کلمه نمی گوید که عدم رضایت بر خداوند را برساند طبق آیه قرآن معصوم هم احساس دارد چرا که می فرماید:
انا بشر مثلکم یوحی الی پیامبر فرمود : من هم بشری مثل شما هستم پس امام حسین (علیه السلام) نیز احساس دارد ولی چون می داند رضای خدا در این بوده ناراضی نیست.
حضرت علی اکبر (علیه السلام) اولین شهید بنی هاشم درصحنه ی کربلا بود . حضرت علی اکبر (علیه السلام) چنان مقام ویژه ای نزد امام حسین (علیه السلام) داشت که هیچ گاه نفرین نکرده بود بعد از شهادت حضرت علی اکبر(علیه السلام) بر لشکریان یزید نفرین کرد و فرمود: قطع الله رحمک . خدا عمرسعد را مقطوع النسل کند که مقطوع النسل هم شد.
از حضرت علی اکبر (علیه السلام) الگو بگیریم جوان باید گفتار و رفتار و اخلاقی شبیه حضرت علی اکبر (علیه السلام) داشته باشد ، حضرت علی اکبر (علیه السلام) از نظرشجاعت بی نظیر بود و شهادت را سعادت می دانست و از مرگ هراسی نداشت چنانچه امام حسین (علیه السلام) فرمود : لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما (من مرگ را جزسعادت نمی بینم و زندگی با ظالمین را جز ذلت نمی بینم )
روزی معاویه در جمعی نشسته بود و پرسید چه کسی به خلافت برازنده تر است گفتند معاویه بن ابوسفیان معاویه گفت :ای دغل بازان چاپلوس خودتان می دانید که دروغ می گویید ، اولی الناس بهذا الامر علی بن الحسین بن علی جده رسول الله (شایسته ترین فرد برای خلافت علی بن الحسین بن علی (علی اکبر) که جد او رسول الله است می باشد) در ادامه سخنش معاویه گفت:
و فیه شجاعه بنی هاشم و سخاوه بنی امیه و.(شجاعت بنی هاشم و سخاوت بنی امیه و خوش رویی قبیله ثقیف را دارد).
در وصف فضایل حضرت علی اکبر(علیه السلام) همین بس که دشمنان مدحش کردند چه رسد به دوستان.
فاضل بزرگوار سيد جعفر مزارعى روايت كرده :
يكى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معيشت در تنگنا و دشوارى غير قابل تحملّى بود . روزى از روى شكايت و فشار روحى كنار ضريح مطهّر حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام)عرضه مى دارد : شما اين لوسترهاى قيمتى و قنديل هاى بى بديل را به چه سبب در حرم خود گذارده ايد ، در حالى كه من براى اداره امور معيشتم در تنگناى شديدى هستم ؟!
شب اميرالمؤمنين (عليه السلام) را در خواب مى بيند كه آن حضرت به او مى فرمايد : اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اينجا همين نان و ماست و فيجيل و فرش طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى بايد به هندوستان در شهر حيدرآباد دكن به خانه فلان كس مراجعه كنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز كرد به او بگو :
به آسمان رود و كار آفتاب كند .
پس از اين خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اينجا پريشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهيد !!
بار ديگر حضرت را خواب مى بيند كه مى فرمايد : سخن همان است كه گفتم ، اگر در جوار ما با اين اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت كن ، اگر نمى توانى بايد به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگيرى و به او بگويى :
به آسمان رود و كار آفتاب كند
از بيدار شدن و شب را به صبح رساندن ، كتاب ها و لوازم مختصرى كه داشته به فروش مى رساند و اهل خير هم با او مساعدت مى كنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حيدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گيرد ، مردم از اين كه طلبه اى فقير با چنان مردى ثروتمند و متمكن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى كنند .
وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى كنند مى بيند شخصى از پله هاى عمارت به زير آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گويد :
به آسمان رود و كار آفتاب كند
فوراً راجه پيش خدمت هايش را صدا مى زند و مى گويد : اين طلبه را به داخل عمارت راهنمايى كنيد و پس از پذيرايى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببريد و او را با لباس هاى فاخر و گران قيمت بپوشانيد .
مراسم به صورتى نيكو انجام مى گيرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذيرايى مى شود . فردا ديد محترمين شهر از طبقات مختلف چون اعيان و تجار و علما وارد شدند و هر كدام در آن سالن پر زينت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى كه كنار دستش بود ، پرسيد : چه خبر است ؟
گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پيش خود گفت : وقتى به اين خانواده وارد شدم كه وسايل عيش براى آنان آماده است .
هنگامى كه مجلس آراسته شد ، راجه به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند و او نيز پس از احترام به مهمانان در جاى ويژه خود نشست .
آنگاه رو به اهل مجلس كرد و گفت : آقايان من نصف ثروت خود را كه بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلك و منزل و باغات و اغنام و اثاثيه به اين طلبه كه تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه كردم ، و همه مى دانيد كه اولاد من منحصر به دو دختر است ، يكى از آنها را هم كه از ديگرى زيباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دين ، هم اكنون صيغه عقد را جارى كنيد .
چون صيغه جارى شد طلبه كه در دريايى از شگفتى و حيرت فرو رفته بود ، پرسيد : شرح اين داستان چيست ؟
راجه گفت : من چند سال قبل قصد كردم در مدح اميرالمؤمنين (عليه السلام) شعرى بگويم ، يك مصراع گفتم و نتوانستم مصراع ديگر را بگويم ; به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه كردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ايران مراجعه كردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پيش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر كيميا اثر اميرالمؤمنين (عليه السلام)قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر كردم اگر كسى پيدا شود و مصراع دوم اين شعر را به صورتى مطلوب بگويد ، نصف دارايى ام را به او ببخشم و دختر زيباتر خود را به عقد او در آورم ، شما آمديد و مصراع دوم را گفتيد ، ديدم از هر جهت اين مصراع شما درست و كامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است .
طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟
راجه گفت : من گفته بودم : به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند
طلبه گفت : مصراع دوم از من نيست ، بلكه لطف خود اميرالمؤمنين (عليه السلام) است . راجه سجده شكر كرد و خواند :
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند *** به آسمان رود و كار آفتاب كند
احاديث گهرباراز امام محمد تقي عليه السلام
قالَ الإمام الجواد عليه السلام : عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَريضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَيْنَ الاْخْوانِ، وَ دَليلٌ عَلَي الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِي الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِي السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِي الْغُرْبَةِ.حلية الأبرار، ج 4، ص 599»
امام جواد عليه السلام فرمود: بر شما باد به تحصيل علم و معرفت، چون فراگيري آن واجب و بحث پيرامون آن مستحبّ و پرفائده است. علم وسيله كمك به دوستان و برادران است، دليل و نشانه مروّت و جوانمردي است، هديه و سرگرمي در مجالس است، همدم و رفيق انسان در مسافرت است; و أنيس و مونس انسان در تنهائي مي باشد.
قالَ الإمام الجواد عليه السلام : خَفْضُ الْجَناحِ زينَةُ الْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زينَةُ الْعَقْلِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زينَةُ الْحِلْمِ.كشف الغمّة، ج 2، ص 347»
امام جواد عليه السلام فرمود: تواضع و فروتني زينت بخش علم و دانش است، أدب داشتن و اخلاق نيك زينت بخش عقل مي باشد، خوش روئي با افراد زينت بخش حلم و بردباري است.
قالَ الإمام الجواد عليه السلام : تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوي، وَ اعْلَمْ أنَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَيْنِ اللهِ، فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.
بحارالأنوار، ج 75، ص 358، ح 1»
امام جواد عليه السلام فرمود: در زندگي، صبر را تكيه گاه خود، فقر و تنگ دستي را همنشين خود قرار بده و با هواهاي نفساني مخالفت كن. و بدان كه هيچگاه از ديدگاه خداوند پنهان و مخفي نخواهي ماند، پس مواظب باش كه در چه حالتي خواهي بود.
قالَ الإمام الجواد عليه السلام : مَنْ أتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تُدْخِلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ.الكافي، ج 3، ص 321، ح 7»
امام جواد عليه السلام فرمود: هركس ركوع نمازش را به طور كامل و صحيح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.
قالَ الإمام الجواد عليه السلام : الْخُشُوعُ زينَةُ الصَّلاةِ، وَ تَرْكُ ما لا يُعْني زينَةُ الْوَرَعِ.بحارالأنوار، ج 75، ص 80»
امام جواد عليه السلام فرمود: خشوع و خضوع زينت بخش نماز خواهد بود، ترك و رها كردن آنچه (براي دين و دنيا و آخرت) سودمند نباشد زينت بخش ورع و تقواي انسان مي باشد.
قالَ الإمام الجواد عليه السلام : الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْي عَنِ الْمُنْكَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما أعَزَّهُ اللهُ، وَ مَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
خصال صدوق، ص 42، ح 32»
امام جواد عليه السلام فرمود: امر به معروف و نهي از منكر دو مخلوق الهي است، هر كه آن ها را ياري و اجراء كند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مي گيرد و هر كه آن ها را ترك و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار مي گيرد.
قالَ الإمام الجواد عليه السلام : إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ أنْفَسَهُ لِيَأجُرَهُ عَلي ذلِكَ.الكافي، ج 3، ص 2، ح 3»
امام جواد عليه السلام فرمود: همانا خداوند متعال بهترين و عزيزترين ثروت و فرزند مؤمن را مي گيرد (و هلاك و نابود مي گرداند)، چون دنيا و متعلّقات آن بي ارزش است تا در قيامت پاداش عظيمي عطايش نمايد.
قالَ له رجل: أَوصِني بَوَصِيَّة جامِعَة مُخْتَصَرَة؟ فَقالَ عليه السلام : صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَةِ وَ نار الاْجِلَةِ.احقاق الحقّ، ج 12، ص 439»
شخصي به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصيحتي كامل و مختصر عطا فرما؟ امام جواد عليه السلام فرمود: اعضاء و جوارح ظاهري و باطني خود را از ذلّت و ننگ سريع و زودرس، همچنين از آتش و عذاب آخرت، در أمان و محفوظ بدار.
قالَ الإمام الجواد عليه السلام : فَسادُ الاْخْلاقِ بِمُعاشَرَةِ السُّفَهاءِ، وَ صَلاحُ الاْخلاقِ بِمُنافَسَةِ الْعُقَلاءِ.كشف الغمّه، ج 2، ص 349»
امام جواد عليه السلام فرمود: معاشرت و همنشيني با بي خردان و افراد لااُبالي سبب فساد و تباهي اخلاق خواهد شد; و معاشرت و رفاقت با خردمندان هوشيار، موجب رشد و كمال اخلاق مي باشد.
قالَ الإمام الجواد عليه السلام : الاْدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَيْرُ، وَ هذا لا يُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ يُوصَلْ بِها إلي رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَ الْجَنَّةِ، وَ الاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّريعَةِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَكُونُوا أُدَباءَ حَقّاً.ارشاد القلوب ديلمي، ص 160»
امام جواد عليه السلام فرمود: مفهوم و معناي ادب از نظر مردم، تنها خوب سخن گفتن است كه ركيك و سبك نباشد، وليكن اين نظريّه قابل توجّه نيست تا مادامي كه انسان را به خداوند متعال و بهشت نزديك نگرداند. بنابر اين ادب يعني رعايت احكام و مسائل دين، پس با عمل كردن به دستورات الهي و ائمّه اطهار (عليهم السلام)، ادب خود را آشكار سازيد.
1- موقعیت اهل بیت در نزد خدا
وَاحْمَدُوا الَّذى لِعَظمَتِهِ وَ نُورِهِ یبْتَغى مَنْ فِى السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ إِلَیهِ الْوَسیلَةَ، وَ نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ أَنـْبِیائِهِ.»
خدایى را حمد و سپاس گویید كه به خاطر عظمت و نورش، هر كه در آسمانها و زمین است به سوى او وسیله مىجوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جایگاه قدس او و حجّت غیبى و وارث پیامبرانش هستیم.
خَيرُكُم خَيرُكُم لأَهلِهِ و َأَنَا خَيرُكُم لأَهلى ما أَكرَمَ النِّساءَ إلاّ كَريمٌ و َلا أَهانَهُنَّ إلاّ لَئيمٌ؛
بهترين شما كسى است كه براى خانواده اش بهتر باشد، و من از همه شما براى خانواده ام بهترم، ن را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى كند مگر شخص پَست و بى مقدار.
نهج الفصاحه ص472 ح 1520
شارحان کلام امام علی (عليه السلام) در شرح: "قیمة کل امرء ما یحسنه"؛[1] قیمت هر مردى آن است که نیکو داند آن را، می گویند: ارزش هر شخص و احترامش میان مردم به اندازه علم و دانش او است.
یحسن از احسن الشیء است و وقتى است که آن را بداند و در آن حاذق باشد؛ یعنى عزّت و احترام هر شخصى در میان مردم به اندازه دانش او است، پس اگر مى خواهى پر ارج شوى بر دانشت بیافزاى؛ چون فزونى ارزش و کاستى آن به اعتبار داشتن و نداشتن دانش مى باشد،
سید رضى (ره) گفته است: این سخن (ارزش هر مرد آن چیزى است که آن را خوب بداند) کلمه اى است که قیمتى براى آن نمى توان تعیین کرد و هیچ حکمتى همسنگ آن نیست، و هیچ سخنى همتاى آن نمى شود.
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید: سخنان بسنده در فضیلت علم در گذشته بیان داشته ایم و اینک نکته هاى دیگرى مى آوریم.
گفته مى شود: از جمله سخنان اردشیر بابکان در رساله او که براى شاهزادگان نوشته، این است که براى شما بهترین دلیل در مورد فضیلت علم این است که با همه زبان ها آن را ستوده اند و کسانى که علم ندارند مدعى عالم بودن مى شوند و خود را با آن مى آرایند و بهترین دلیل براى عیب جهل که شما را بسنده است، این که همه کس آن را از خود دفع مى کند و اگر او را جاهل بنامند، خشمگین مى شود. به انوشروان گفته شد: شما را چه مى شود که هر چه از علم چیزى مى آموزید باز هم بر آموزش آن کوشاتر مى شوید گفت: بدین سبب که هر چه از آن مى آموزیم بر عزت و بلندى رتبت ما افزوده مى شود. گفتندش چرا از آموختن از هیچ کس خود دارى نمى کنید گفت: چون مى دانیم علم از هر کجا گرفته شود، سود بخش است.
به بزرگمهر گفته شد: به این همه دانش که فرا گرفته اى چگونه رسیده اى گفت: به سحر خیزى، . و به بزرگمهر گفته شد: علم بهتر است یا مال گفت: علم. گفتند: پس به چه سبب اهل علم را بر در خانه توانگران بیشتر مى بینیم تا توانگران را بر در خانه عالمان گفت: این هم به علم و جهل بر مى گردد و آن چنان که مى بینید بدین سبب است که عالمان به نیاز به مال آگاه هستند و توانگران از فضیلت علم آگاه نیستند.
شاعر گفته است: بیاموز که آدمى عالم آفریده نشده است و قرین علم و دانش قابل مقایسه و همچون جاهل نیست، سالخورده و بزرگ قوم اگر دانش نداشته باشد به هنگام حضور در انجمنها کوچک و خردسال خواهد بود».
"اوصیکم بخمس لو ضربتم الیها آباط الابل لکانت لذلک اهلا: لا یرجون احد منکم الاربه، و لا یخافن الاذنبه، و لا یستحین احد منکم اذا سئل عمّا لا یعلم ان یقول: لا اعلم، و لا یستحین احد اذا لم یعلم الشىء ان یتعلّمه، و علیکم بالصّبر، فان الصّبر من الایمان کالرأس من الجسد و لا خیر فى جسد لا رأس معه، و لا خیر فى ایمان لا صبر معه"؛[2]
شما را به پنج چیز سفارش مى کنم که اگر شتران را با شتاب براى دسترسى به آن برانید سزاوار است هیچ یک از شما جز از خداى خویش امیدى نداشته باشد و جز از گناه خویش نترسد و چون از یکى از شما چیزى را که نمى داند بپرسند، آزرم نکند که بگوید نمى دانم، و چون یکى از شما چیزى را نمى داند از آموختن آن آزرم نکند، و بر شما باد به صبر که صبر ایمان را چون سر است تن را، و خیرى در جسد بدون سر نیست و نه در ایمانى که با شکیبایى نبود.
و گفته شده است تا هر گاه که نادانى براى آدمى نکوهیده است، آموختن ستوده است، و همان گونه که تا آدمى زنده است نادانى براى او نکوهیده است، کسب دانش و آموختن براى او ستوده است.[3]
[1] نهج البلاغه، حکمت 81.
[2] همان، 82.
[3] مهدوی دامغانی، محمود، جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 7، ص 297- 298، نشر نی، تهران، چاپ دوم، 1375.(با دخل و تصرف).
توب رب الورى واجب علیهم
و ترکهم للذنوب اوجب
و الدهر فی صرفه عجیب
و غفلة الناس فیه اعجب
و الصبر فی النائبات صعب
لکن فوت الثواب اصعب
و کلما یرتجى قریب
و الموت من کل ذاک اقرب
توبه نمودن به پیشگاه پروردگار واجب است از آن لازم تر ترک گناه است، تغییر روزگار شگفت انگیز است از آن عجیبتر غفلت مردم است در زندگى از این تغییرات، شکیبائى در ناملایمات و مصیبت ها دشوار است اما دشوارتر از آن از دست دادن ثواب آن است، هر چیزى را که امید آمدنش را داشته باشى نزدیک است ، مرگ از همه آنها نزدیکتر است.[1]
[1] مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 75، ص 89، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق، با استفاده از ترجمه "مواعظ امامان (ع)علیهم السلام.
درباره این سایت